می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی

این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌گویی

مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را

لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی

شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن

تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی

تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد

ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رویی

امروز که بازارت پرجوش خریدار است

دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی

چون شمع نکورویی در رهگذر باد است

طرف هنری بربند از شمع نکورویی

آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد

خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی

هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد

بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی


شعر حضرت حافظ بر روی قالی تبریز/ اواخر سده دهم هجری/ موزه ویکتوریا آلبرت/ غنی شده با گلابتون/233 در 163 سانتی متر

بخش هایی از شعر که به صورت رنگی مشخص شدند روی فرش بافته نشده

منبع: سیری در هنر ایران/ آرتور آبهام پوپ/ جلد 11 و 12 و 13