سروده احمد دانشگر*


 ماه امشب همچو خورشید گران

می‌درخشد بر فراز آسمان

چون عروسان شب نما کرده به سر

بر رهش گسترده فرش سیم و زر

پهنه قالی است گویی آسمان

ماه زیبا چون ترنجی در میان

گرد بر گرد ترنج ترنج زرنگار

شمسه‌ها قندیل‌ها بس استوار

چهارسو بنشسته لچک‌ها قرین

تا نماز آرد بدان مهر آفرین

یا بیابد از دو سو راه گریز

وارهد زافشار طرّه ریز ریز

لیک آن زنجیرها زنجیره وار

راه بگرفته بدیشان ره مدار

شاه عباسی گل ریز و درشت

برگ‌ها گل‌ها فراوان مشت‌ مشت

بر زمینه فرش پاشیده چنان

بر ره آن نازنین گل باغبان

خط اسلیمی نگر چون کهکشان

ریخته گل در برش ز استارگان

طرح‌ها بین از گل و مرغ و درخت

کرده ترسیم آن شه بی تاج و تخت

هست بر تسبیح حق چاره ساز

طاق و محراب و شبستان در نماز

بر فراز جو درخت زندگی

کاشته طرّاح طرح زندگی

هشت پر بین چارپر بر چارپر

چرخ چرخان دور آن پر کرّ و فرّ

رنگ آبی در کنار سبز و زرد

با وقار اما تنی پر درد و سرد

صورتی از ره رسد پر جنب و جوش

تا کجا شد آن نگار گل فروش

پهنه قالی شده میدان او

لیک قرمز می‌کشد کندان او

جنگ چون اندر میان بگرفت بن

تار و پود و پرز آمد در سخن

زان میان برخاست نال از پود و تار

کای تو مسکین رنگ دست از او بدار

ای تو نازک باور کم زود رنگ

چندیابی خویشتن را مرد جنگ

پهنه قالی ندارد تاب رزم

رزم نه بهر رقیبان گیر بزم

این سرا بنیان شده بر دوستی

آب رحمت بین چه سان در جوستی

تار و پود و پرز و رنگ و طرح و نقش

جمله را بافنده داد از مهر نقش

از سراسر وحدت آنان ببین

کاین جهان بگرفت نام، ایران زمین


* دانشگر، احمد (1388) دانشنامه فرش ایران، جلد دوم، مرکز ملی فرش ایران: تهران. صص 99 و 100