میرزاCarpet

فرش در آئینه ادبیات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بافتن قالی» ثبت شده است

سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۲۸ ق.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
می پُرسمت صوفی من ...

می پُرسمت صوفی من ...


با کال̊ ­باورهایِ تار ، تقدیر می بافی هنوز
در گم­̊ مداری نیلگون ، زنجیر می بافی هنوز
جامِ خمارین می چرا خامت کند صوفیِ من؟
بر بوم̊ ­آبی باژگون ، تصویر می بافی هنوز
مردابِ گنگ بی تپش ، زایاست در تخدیرِ ذهن
ابریشمین̊ ­پنــــدار را ، دلگیر می بافی هنوز
آیینِ دزدی مرزبان... تو با مدارایِ خموش
بر قامتِ اندیشه ات ، تحقیـر می بافی هنوز
شـــــورِ تمنّایت به سر، فرصت ترا آید بِسر
طرحی ز سیمرغِ پران گر دیر می بافی هنوز
در زمزمه فریادِ مسخ ، بس ماورایی اوج محو
نجوایِ رنجی کهنه را ، شبگیر می بافی هنوز
در رخوتِ سرداب گم ، دندانه هایِ خیره دام
قلّابِ انگشت و رَجی شهگیر می بافی هنوز؟
نازکبــــرانه شادخو ، رهپوت آید تا بهــار
بر بیشه نقشِ شرزه ای از شیر می بافی هنوز؟
شعر از سوسن خسروی

ادامه مطلب...
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۲۲ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
دستان سبز بی بی

دستان سبز بی بی


بی بی
فانوس چشم هایش 
هنوز
برای بافتن قالی
سوسو می زند.
او
با انگشتان ترک خورده
نقش قالی را
رنگین می کند.
آه... چه می بینم!
به روی دستان سبزی
با بارشی از
غزل های سبز سرخ
که زخم ها را
در رسیدن از باورم
می شوید.
بی بی
با خدا
خورشید می بافد و
نور می پراکند
تا رنگ رنج و زندگی را
طلایی کند.
آی بی بی !
به نام بلندت
امشب
شعر چشم ها را
با خاطرات در هم شب
پیشکش 
شانه هایت می کنم
و خوب می دانم
تمام تارو پودت 
قا لیست
و دریا د ریا
دلت را می بافی
تا سرخی خیالت
غرق در غزل ها شوند.
آری،
بی بی قالی می بافد
تا سایبانی شود
برای چشم ها
برای اشک ها
برای دریا
برای فردا...


شعر از سید احمد جعفرنژاد

ادامه مطلب...
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۳:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی