میرزاCarpet

فرش در آئینه ادبیات

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۱ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
در بزم مراد

در بزم مراد


ای خوش آن فرش که در بزم مراد
سایه‌وش در قدم شاه افتاد
روی بنهاد به ره چون خورشید
کرد فرش قدمش موی سفید
این نه فرش است گل نسرین است
پرد‌ه‌ی دیده‌ی حور العین است
بوستانی است پر از لاله و گل
زان سبب کرده در او جا بلبل
نقش زنجیره ی او کرده عیان
جدول آب به هر گوشه روان
ره بسر چشمه ی حیوان دارد
نقش هر جانورش جان دارد
ای همایی به دعا دست بر آر
که بدین ختم شود آخر کار

شعر بافته شده بر حاشیه فرش ترنج و حیواندار موزه پولدی پتزولی میلان

تحلیل از داود شادلو (محقق و مدرس فرش): شاعر این شعر مشخص نیست و از آنجایی که شعر قوی‌ای نیست بعید به نظر می رسد شاعر معروفی داشته باشد اما چند نکته خوب میشود از آن فهمید.
یک؛ اینکه با توجه به محتوا و تاریخش احتمالا اختصاصا برای شاه تهماسب بافته شده
دو ؛در بیت آخر به شخصی همایی نام اشاره شده که شاید ناظر بافت یا سرپرست کارگاه بوده
سه؛ اصطلاحاتی مثل جدول و زنجیره در آن زمان هم رایج بوده

ادامه مطلب...
۲۵ آذر ۹۶ ، ۱۳:۳۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۱ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
قالی باف

قالی باف


بزن باز هم بزن 
بزن گره به کار من 
بباف باز هم بباف 
بباف روزگار من
بزن به ضرب زندگی 
بباف رنج من به هم
بباف قسمت مرا 
بباف رج به رج به هم
گره گره یکی یکی
فشرده کن دقایقم
بزن به تیغ و دف مرا
چونان بزن که لایقم
صدای آه و ناله ام رسد
ز ضربه ها بگوش
چو می زنی به تیغ غم
زدرد می روم زهوش
به طرح سرنوشت من
نشسته ای کناردار
به حکم قسمت و گره
تو بسته ای ره فرار
دو دست پینه بسته ات 
مرا چه ساده بافته
نگاه خسته ات عجب
مرا ز من شتاخته
به پای دار بردیم
که نقش قالیت شوم
نمود عشق ماندنی
به دار خالیت شوم
بسا که نقش می زند
زمانه از حسد به لاف
به میخ می کشد مرا 
توهم مرا ز نو بباف
به باف باز هم بباف
به رشته های معرفت
بزن گره دقایقم 
به بافه های مصلحت
بهای عشق و عهد خود
چه صادقانه مانده ام
زطرح های بیش و کم
تورا به دل نشانده ام
هزار رنگ زندگی 
به نقش های قالی ام
تو را یکرنگ می دهد
نشان هنرنمایی ام
بباف فرش عمر من 
که بس زمان دراز شد
نقوش صبر بافته 
گره نخورده بازشد
به رنگهای امتحان 
مرا دوباره بافتی
بزن مرا محک به غم
اگر چنین شناختی.. 
بباف بازهم بباف
بیاد خود خیال من 
بزن گره به بغض من
بباف خاطرات من
به طرح زیرکانه ای
به دار ماندنی کنم 
بباف حرف حرف من
چوقصه خواندنی کنم
بزن باز هم بزن 
بزن گره به کار من 
بباف باز هم بباف 
بباف روزگار من
بزن به ضرب زندگی 
بباف رنج من به هم
بباف قسمت مرا بباف
رج به رج به هم
گره گره یکی یکی
فشرده کن دقایقم
بزن به تیغ و دف مرا
چونان بزن که لایقم
صدای آه و ناله ام رسد
ز ضربه ها بگوش
چو می زنی به تیغ غم
زدرد می روم زهوش
به طرح سرنوشت من
نشسته ای کناردار
به حکم قسمت و گره
تو بسته ای ره فرار
دو دست پینه بسته ات 
مرا چه ساده بافته
نگاه خسته ات عجب
مرا ز من شتاخته
به پای دار بردیم
که نقش قالیت شوم
نمود عشق ماندنی
به دار خالیت شوم
بسا که نقش می زند
زمانه از حسد به لاف
به میخ می کشد مرا 
تو هم مرا ز نو بباف
بباف باز هم بباف
به رشته های معرفت
بزن گره دقایقم 
به بافه های مصلحت
بهای عشق و عهد خو
د چه صادقانه مانده ام
زطرح های بیش و کم
تورا به دل نشانده ام
هزار رنگ زندگی 
به نقش های قالی ام
تو را یکرنگ می دهد
نشان هنرنمایی ام
بباف فرش عمر من 
که بس زمان دراز شد
نقوش صبر بافته 
گره نخورده بازشد
به رنگهای امتحان 
مرا دوباره بافتی
بزن مرا محک به غم
اگر چنین شناختی.. 


شعر از بنفشه اسماعیلی 
ارسالی کاربران / کرمی


ادامه مطلب...
۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۳:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
باغ زندگی

باغ زندگی


دانه دانه می بافم روی هر ریشه قالی
میان تاروپود زندگی
می بافم هرلحظه ناب زندگی را رنگی
ثبت می کنم میان هر ریشه
تکه پازلی از خاطره
بوته های رنگی از گلهای باغ زندگی
شاعر حمید امجدی 

ادامه مطلب...
۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۸:۳۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی