میرزاCarpet

فرش در آئینه ادبیات

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قالی باف» ثبت شده است

ترنج

ترنج

زیر پای من افتاده است
شعور قالی بافی که 
قالی اش را شبانه بافته است
با نغمه های اشک
و کلاف های رنگ رنگ آرزو
و ترنج آن
یادگار دل بریدگی اوست
هنگام تماشای یوسف
زیر پای من است
گل هایی که در نگاه دختر قالی باف غنچه کرد
دلال ها غنچه اش را وا کردند
و حالا دارد پژمرده می شود
زیر پای من افتاده است
دار قالی عمودی خانه قالی باف
که حالا افقی دراز کشیده است 
فاتحه !
شعر از علیرضا فتحیان | وبلاگ ناودان معنا

ادامه مطلب...
۰۸ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۱۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

دار قالی

کلبه ای بود که از خاطر ابنا بشر خالی بود
و من آنجا
زیر ته مانده ی پستوی عدم 
می دیدم
که وجودی به تنفر همه از غایت خویش
آب در هاون هستی می کوفت 
ذهنش از مزه ی انگور، سیاه
معده اش شایبه ی گندم داشت
(چوبقابی) پشت یک آینه آویخته بود 
(دار قالی) ، نامی
کوژ و نمناک و نمور
رج میزدش هر لحظه به انگشت قضا
نقشه ای بود که بر ساحت ما ریخته بود
دلش افشان ز تراویدن خویش 
گره ای بود که بر هر گره آمیخته بود
هوس از پشت هنر می سرید
رج به قالی می زد
قصه اش را می بافت!!
تنهایی
تیزی ه آن گره ی کور 
بر سبابه ی انگشت سخاوت لغزید
بار هستی کژ شد
و خدا معنا یافت
او همان بود که قالی می بافت 
گره اش را جان داد
دار قالی لرزید
نبض ساعت به تپیدن افتاد
گره از ساحت ایمان مرعوب
بافش ثانیه ها رج می خورد
دست شهوت به عدم می چرخاند 
نقش برعصمت قالی می خورد
همچنان او می بافت
همچنان او می تاخت
گره ای پشت گره
همه می رقصیدند
همه می گردیدند
و من از گوشه ی پستو دیدم
قامت فرش ازاندام خدا بالا زد!!
انعکاس اثر آینه بود
که به رفتار خدا خط میداد 
عاجز از رستن خویش
اینچنین بی خبر از غایت کار 
حکم به آغاز رمیدن می داد
همچنان او می بافت
همچنان او می تاخت
قامت دار از آن آینه هم بالازد
وشنیدم سر دار
گره ها می گفتند 
((*آنجا را باش !!
او خداییست که خود را می بافت؟؟ !! *))


شعری زیبا از حسین عباسی مود

ادامه مطلب...
۰۹ آبان ۹۳ ، ۱۹:۱۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

هر انسان یک بافته

به قولِ شهید مطهّری : « خودِ این تودۀ پشم ، قابلِ اینکه خودش را به یک قالی تبدیل کند نیست ، یک دستِ هنرمند است که این را تبدیل کرده است ... ما خودمان به منزلۀ یک بافته هستیم ، هر انسانی یک بافته است .»

( آشنایی با قرآن / 5 ، شهید مرتضی مطهّری ، انتشارات صدرا ، چاپ اوّل ، پاییز 1375 ، 185 )

منبع: وبلاگ خطه فریومد

ادامه مطلب...
۲۳ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

ترانه‌های مدفون

    برای رنجبران قالی‌باف که در گور خفته‌اند


شاهکار هزارۀ چندم                                          فرش‌های فلان و بهمان است
دارها را ز خانه برچینید                                    عصر مرّیخ و دور کیوان است
هفت‌صد شانه با هزاران رنگ                        نرم‌تر از حریر و ابریشم
ارمغانی به اوج زیبایی                                       بنگریدش چه مایه ارزان است !
عصر انگشت‌های خونی رفت                         دورۀ فرش دست‌بافت گذشت
یاد مادربزرگتان جاوید !                                  این زمان کارگر فراوان است
دیگر از پشت هیچ پنجره‌ای                            نشنوی شعر شانه و پود
ارزش آن همه ترانه چه بود                          که کنون زیر خاک پنهان است ؟
بشتابید بهترین قالی                                        فرش‌هایی تمام از دَم قسط
هفت‌صد شانه با هزاران رنگ                       بهتر از فرش‌های کرمان است
آن که عمری به رنج ، قالی بافت                  _ فرض مادربزرگ من یا او  _
تخته‌ای یادگار زآن همه فرش                      در اتاقش کنون نمایان است؟
آن که یک عمر روی تخته نشست                خود پس از مردنش بگو چه گذاشت ؟
خالق آن همه قشنگی‌ها                                  مایۀ عبرت جوانان است
دارها را ز خانه برچینید                                   پیش ازین هم که بارها گفتم
این کُپی خود فراتر از اصل است                   فرش ما بِه ز فرش کاشان است  !


شعری زیبا از احمد مزروعی

ادامه مطلب...
۱۴ مرداد ۹۳ ، ۱۶:۱۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

قالی عمر

قالی عمر را می بافم به سیاه و سپید
گره می زنم یک یک به شادی و نوید
تار و پود را محکم کرده ام به دار امید
قالی ام نقش گل و زندگی دارد به امید
دوغی و لاکی و زرد و سپید دارد
می زنم شیرازه اش را با آلام و درد
گل بهار قالی ام آرام گذشت
قلب قالی باف عمر، در هم شکست
پاکی بر پود و گل قالی بزن
ریشه از جان و دل و جانی بزن
قالی ام با تار و پودش بافته شد
با همه خوب و بدش قالی من افسانه شد


شعر از حمیده ایزد شناس

ادامه مطلب...
۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۰:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

عشق بی غم

تن چو فرش و تارو پودش از گل است
نقش آن چون نقش بحرو ساحل است
فرشباف تن چنین گوید سخن 
بند بند عشق بی غم باطل است
شعر ازداود فرخی 

ادامه مطلب...
۲۹ خرداد ۹۳ ، ۰۴:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

قالی باف

بر تار های دار
چشم دوخته اند
بچه های قالی باف
مشق شب
از یاد پنجه های هاشور خورده
پرواز میکند
شاید برای مروارید نگاهشان
تور می بافند


شعر از حمید رضا اقبال دوست


ادامه مطلب...
۲۱ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

تفکر بی پاسخ

دیشب چه هوای سرد و بی حالی بود
مادر گــرم بافتـــن قــالی بــود 
من بودم و یک تفکــر بــی پاسخ 
از اینکه چرا سفره ما خــــالی بود 
شعر از سجاد ایرانپور

ادامه مطلب...
۰۱ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

دخترک قالی باف

مجموعه شعر کوتاه

دخترک قالی باف 
گل ها را 
محکمتر گره می‌زد به تار و پودِ «دار»
وقتی
به یاد دستی می‌افتاد
که چیده بود او را ...

شعری زیبا از کتاب «هیچ» که جایی اشغال نمی‌کند! از مجموعه شعرهای کوتاه خانم منوره السادات نمائی مرتضائی - نشر نیماژ از مجموعه پازل شعر امروز - 1392

ادامه مطلب...
۰۵ فروردين ۹۳ ، ۱۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

فرش دل من ... در عرش تو

بافنده است

قالی زیبایی می بافد

از تار و پود خاطراتت

دلم را می گویم...


شعر از بیژن افشار- از وبلاگ مردی که روشن شد ...


ادامه مطلب...
۲۳ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی