قالی‌بافم قالی‌باف

خونه نروفته قالی‌باف

ظرفام نشسته قالی‌باف

نشینم پشت قالی

ببافم یادگاری

ریشه زنم صدا کنه

اوساکارم نگا کنه

دسمال پول واکنه

قالی‌های رنگ و وارنگ

زیبا و خوب و قشنگ

شید کردمش تو خونه

فقط برای نمونه

چاقو زدم روی دستم

خون چکیده از دستم

پیر شدم و پیر شدم

از بس‌که قالی بافتم

از ستم روزگار

هر روز می‌ریم پشت کار

قالی می‌بافم ریشه به ریشه

هرچی ببافم تموم نمی‌شه

ببین چه مرغی بافتم

چه دمب گرگی بافتم

اوساکارم کاشیه

قالی‌ام رفته حاشیه

رچ آخری سراومد

اوساکارم نیومد


روزنامه قانون 17 فروردین 1392