میرزاCarpet

فرش در آئینه ادبیات

۱۵۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر قالی» ثبت شده است

پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۱۴ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
نقش تو

نقش تو

دیشب زدم نقش تو را بر دار قالی
با چشم هایی ‍‍پر ز رنگ و بوی شالی
صد آرزو را با تو معنا کرده بودم
در ‍پشت یک تصویر مبهم و خیالی
در تار و پود نقش هایم جان گرفتی
وقتی که کم دارد تو را این قاب خالی
هنگام رفتن شانه هایت را تکاندند
آن اشک هایی که گذشتن زین حوالی
در انتظار تو منم تنهای تنها
قربان تو، این دختر سبز شمالی 
شعر از شیما ندیمی / دفتر شعر روزهای بارانی


ارسالی از کاربران / کرمی
ادامه مطلب...
۲۵ آبان ۹۶ ، ۱۳:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
جمعه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۴ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
بنگر در قالی

بنگر در قالی

با قالی دلت از باغ عشق نمی شود خالی 
با قالی همیشه پر از فلسفه ی عشقی تو و با حالی 
با قالی دور از قیل و قالی 
از سیمرغ قالی بستان تو بالی 
اکنون که داری بالی 
اکنون که همدم توست سیمرغ قالی 
از فاصله و از دیوار ها چرا می نالی 
بنگر در قالی 
بیاب در قالی عشق متعالی 
تا حالت گردد عالی عالی 
 شعر از پرویز محمدی

ادامه مطلب...
۱۷ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
جمعه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۴۶ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
از لیلی وجود من پُر است

از لیلی وجود من پُر است

    


جسم ِ مجنون را ز رنج دورئی 
اندر آمد علتِ رنجورئی
خون به جوش آمد ز شعلۀ اشتیاق 
تا که پیدا شد در آن مجنون خناق
پس طبیب آمد به دارو کردنش 
گفت: چاره نیست هیچ، از رگ زنش
رگ زدن باید برای دفع خون 
رگ زنی آمد بدانجا ذوفنون
بازویش بست و گرفت آن نیش او 
بانگ بر زد بر وی آن معشوق خو
مُزدِ خود بستان و ترکِ فصد کن 
گر بمیرم، گو: برو جسم ِ کهن
گفت: آخر تو چه می ترسی از این ؟ 
چون نمی ترسی تو از شیر عرین
گفت مجنون: من نمیترسم ز نیش 
صبر ِ من از کوهِ سنگین هست بیش
منبلم، بی زخم ناساید تنم 
عاشقم، بر زخمها بر می تنم
لیک از لیلی وجود من پُر است 
این صدف پُر از صفات آن دُر است
ترسم ای فصّاد اگر فصدم کنی 
نیش را ناگاه بر لیلی زنی
داند آن عقلی که او دل روشنیست 
در میان لیلی و من فرق نیست
من کیم؟ لیلی و، لیلی کیست؟ من 
ما یکی روحیم اندر دو بدن 


پی نوشت: فرش پیش رو نمونه آنتیکی از فرش تصویری تبریز در قرن 19 است که داستان لیلی و مجنون را با شعری از مولانا در کتیبه های حاشیه به نمایش گذاشته است.


برگرفته از سایت اطلاع رسانی فرش ایران (کارپتور)

ادامه مطلب...
۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
چهارشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۳۱ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
دوباره دار قالی

دوباره دار قالی


دوباره دار قالی دار قالی 
دوباره زرد شده گلزار قالی
بریدم دستمو شاید بخنده
گل سرخی سر دیوار قالی
چرا خورشید خانم دیر کرده
مگه دیوی اونو1 زنجیر کرده
و یا غولی سر راهش نشسته
برای کشتنش تدبیر کرده
دوباره دار قالی دار قالی 
دوباره زرد شده گلزار قالی
بریدم دستمو شاید بخنده
گل سرخی سر دیوار قالی
1- اونو: او را
برگرفته از کتاب نغمه‌های فرش فارس (زمزمه‌های زنان صاحب دل دیار فارس به هنگام قالی بافی) 
انتخاب، تنظیم و ویرایش اشعار: شاپور پساوند، سید مجتبی سجادی محمد آبادی | انتشارات لوزا 1388

ادامه مطلب...
۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۱۹ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
پس چه باید کرد ای اقوام شرق

پس چه باید کرد ای اقوام شرق


بوریای خود به قالینش مده 
بیذق خود را به فرزینش مده 
... 
قالی از ابریشم تو ساختند 
باز او را پیش تو انداختند 
چشم تو از ظاهرش افسون خورد 
رنگ و آب او ترا از جا برد 
وای آن دریا که موجش کم تپید 
گوهر خود را ز غواصان خرید
اقبال لاهوری | متن کامل شعر


ادامه مطلب...
۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۲ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
یکی زیر، یکی رو...

یکی زیر، یکی رو...


برای دل بستن
باید دلت را به دلش گره بزنی
یکی زیر، یکی رو...
مادر بزرگم می‌گفت:
قالی دستباف مرگ ندارد! 
شاعر ناشناس

ادامه مطلب...
۲۵ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۵۰ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
مادرم قالی را

مادرم قالی را


روز و شب میبافد 
مادرم قالی را 
تار و پودش همه از جنس طلا 
رنگ آن رنگ حنا
هر وجب قالی او 
می برد هر طرف احساس مرا
ولی افسوس که زحمتهایش
همه رفت باد فنا
چشمهایش خشکید
دستهایش لرزید
زحمتش رفت هوا
مادرم زحمت تو سود ندارد چه کنیم؟
چون که یک عده خبیث
می نهند نام دگر 
میبرند جای دگر
همه دست رنج تو را
پرشین کارپت شد 
نام آن قالی الماس بها
مادرم می بینم...
دست لرزان ، چشم کم سوی تو را
این همه ظلم و جفا 
درد دارد .... درد دارد به خدا
شعر از علی قابلی

ادامه مطلب...
۲۸ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
چهارشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۲۸ ق.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
فرش ایران بِه بُود

فرش ایران بِه بُود

فرش ایران مایه فخرِ من اسـت

پودو پیوندش قبایی بر تن است

رنگ رنگ ِخانه اش را می خرند

نقشه و سامانه اش را می خـرند

بهترین ها در رقـابت می شـود

فرش ایران را حمایت می شـود

قطره خون می چکد از پنچه ها

نقش زرین می چکد از رنجه ها

فرش ایران مایه فـخر من است

پود و پیوندش قبایی بر تن است

طاق ابـرو یا که عـرشی ایـزدی

نقش جان ای دل به فرشی میزدی

صخره ها ببینی به هر نقشی نگار

هـرگـره تاری شود فرشی به دار

بنگریـد آن صـحن بـازار جهان

فــرش ایـران اوج بـیـدار زمان

فرش ایران بیرقی بر بـام هاست

عطـر جنـت زورقی بر جـانهاست

فرش ایران مایه فخر مـن اسـت

پودو پیوندش قبایی بر تـن اسـت

نغمـه بـلـبـل کنـارِ نـقشِ تـو

عرش اعلام می رسد این رخش تو

سربلند و با قداست می شویم

فرش ایـران را حراست می شویم

بنـد بنـد مـن شود از هم رها

فرش ایرن کـی شـود از من جدا

استقـامت را بـود شـعر حـریم

فـرش ایـران می شود مهرِ نعیم

فرش ایران مایه فخر مـن است

پود و پیوندش قبایی بر تن است


سروده شکر الله استقامت

ادامه مطلب...
۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۳:۲۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
سه شنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۵۲ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
شعر میخواندم ...

شعر میخواندم ...


آسمان را با دستانم بافتم
بر چله ی ایستاده ی جهان
آن زمان که
در کنار جهان بینیِ بی رنگ یک بافنده
شعر میخواندم


شعر از خانم سارا نوری

ادامه مطلب...
۱۸ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۵۲ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی
جمعه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۴۷ ب.ظ سید محمد مهدی میرزاامینی
فرش باران

فرش باران


تو شعر نقشه ها را در خط سُل بنا کن
تا من برای بودن بی تو جهان نخواهم
چنگی بزن به تار و دستی بزن به چله
تا با تو باشم ای دوست
در رقص فرش باران
شعری زیبا از خانم سارا نوری

ادامه مطلب...
۱۴ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۴۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی