من قطعه پشم گوسفندم
بردار مرا زخاک نمناک
مگذار که بادها برندم
پیچند بگرد سنگ و خاشاک
بر هیئت زار و مستمندم
امروز مبین چنین تو بیباک
چیدن که بود خواص چندم
افزون ز خواص نخله و تاک
گر تابندم، مهین کمندم
واندر پس زین اسب، فتراک
گر بافندم، به از پرندم
گر دوزندم قبای چالاک
گه رشته خیمه بلندم
گه قالی نفر و مسند پاک
نزد همه قوم دلپسندم
الابر تو که بر سرت خاک
چون خارجیان هوشمندم
سازند بدل بنغز پوشاک
بر گشته به ریش تو بخندم
آرم بر تو بعجز؟ خاشاک
دانائی و تربیت کشندم
از خاک سیه به سوی افلاک
نشکفت اگر چنین کنندم
ترباق شود بصنع تریاک
پشمش مشمر، نپوش پندم
اندر پی علم باش و ادراک
شعر از رشید یاسمی | با تشکر از مجتبی معینیان عزیز