میرزاCarpet

فرش در آئینه ادبیات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدخت رحیم پور» ثبت شده است

قالی ام رنگ باخته است

درد از تحمل نگاه مرده ها نیست

فرقی نمیکند کدام دست کدام گره را بزند

درد ترسیدن از گره زدن به آرزویی که رویات باشد

ترس از شامی که حتی در

متن زندگیت مرا نمی کشانی

قالی م رنگ باخته است

با این همه ماهی مرده

چه کس جلاد این بازی ست

که موهای لختم را گره میزند به داری

که مرگم برای تو خاطره باشد.


شعر از شهدخت رحیم پور

ادامه مطلب...
۰۶ مرداد ۹۲ ، ۰۳:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

نگاره های زمین

خاطره ای در من است

 به صدای کوبه های ممتدی بر خلوتم

سرودی به وسعت چنگ در بازوان رج های بی گره

بافته می شود و نمی شود

رنگ از دامان ستاره افتاد در

برق پلک های پاره پاره

 رشته رشته

چرخیدن و رقصیدنی ست

در گیجگاه من

 برای دختری که نگاره های زمین را در تصرف دستانش می چیند

ادامه مطلب...
۲۷ تیر ۹۲ ، ۱۶:۵۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی

دست های من و این قالی و این شعر غمین

من به اندازه ی یلدا که بلند است و سیاه

تارهای شب بیداریت را چله نشستم به کمین

قدرت قصه من نیست  تو مجنون منی

دستهای من و این قالی و این شعر غمین

بند بند من و این بند  بهم پیوسته است

رنگ رنگ تو به تزویر نگنجد به زمین

راز دستان من و پیری این پیله ی بد

دردهایی ست نهانجای من رسته ز کین

سجده کردم، به نمازی رفتم کز خونم

شعله می گیرد همین قافله بی پرچین

شرح هر رج دل لیلایی بود

شرحه شرحه شود آخر دل لیلای حزین

چه کنم! تا گره سرخ حلال است مرا

رنگ گیرد متن این بهشت سرخ رنگین

تا به پایان برود هر روزم شیدایی ست

طرح این پیچک رقصنده ی قالی نرمین

گرهی زن به تاری که وصالی یابی

روزگاریست در ایران من این است آئین

مردمانی به هنر آغشته قالی طرح ملکوت

رازهایی نهان است در این قصه رج ها  چندین


شعر از شهدخت رحیم پور

ادامه مطلب...
۲۴ تیر ۹۲ ، ۱۴:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید محمد مهدی میرزاامینی