میرزاCarpet

فرش در آئینه ادبیات

۱۷۴ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

جمعه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، ۰۱:۲۰ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
می خواهم دار قالی باشم

می خواهم دار قالی باشم

می گویند بعد از این
می توان اسب بود،
پرنده،
ماهی...
می خواهم در روستایی دور دست
دار قالی باشم
همه نقش های جهان را 
بر اندامم ببافند
شاید یکروز
دست هایت یال هایم را 
نوازش کنند
برایم دانه بپاشند
از تنگی کوچک 
به اقیانوس آزاد خوشبختی
شنا کنیم
گالیا توانگر

ادامه مطلب...
۲۰ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۲۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۲۱ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
شعر قالی به زبان ترکی

شعر قالی به زبان ترکی

رحمن و مهربان اللهمین آدیله
فرش و خلی و قالی به نامهای مختلف
فرشین صنعتینن خاطره لروار 
نقشه مصالحدن رابطه لروار
خلینن اوزامی دوزگون اولمالی
فرشین تار پودی چوخلی ثمروار
قرمزی،سرمه ای یا کرم اولسون
ان بوی دوز اولسون متر نظروار
اپدن دیوار قویدوق تا باشاچاتسین
حاشیه،متند لچک توروش وار
ایلمگی جت اجلی گللریرینده
یاتمی ،هم خوابی دادش اثروار
دفنی درهم وور دال آغارماسین
هرباخان گوزلرده بول که خطروار
قالی سابفسی  بش مین ایل اولی
سالان،گدن دسن گل و چیچک وار
رعیه اولان ایپی سالما فرشیوه
تاجر آلان زمان قیمت کسن وار
دستگاهین اندامینی دوز ساخلا عمو
عیال،دوختر،خواهرو آقا پسر وار
بو ایشین آدنا گلی باغ ددوق
ضرافت بافتا صبرو ظفر وار
پرداخت مهم دی تزگوزه دیر
ایشین یاخچسندا خبره ،هنر وار
شعر وغزل اوخی خلینی توخی    
(عزتی کوزه کنان نان )نظمده بول کی کسروار
شعر از آقای عزتی کوزه کنان از قالیبافان شهرستان شبستر

ادامه مطلب...
۱۴ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۰۲ ق.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
اتاق چوبی از احساس زندگی خالی

اتاق چوبی از احساس زندگی خالی


اتاق چوبی از احساس زندگی خالی
نه حس گریه ـ گلایه، نه حس خوشحالی
اتاق بی‌در و پیکر که دار قالی را
گرفته تنگ بغل، زیر سقف پوشالی
و دختری بی‌لبخند، صبح رو به پدر
ـ سلام! و بعد نه حرفی نه حال و احوالی
پدر مچاله، پدر ناتوان، پدر عاصی
پدر نتیجة شغل شریف حم‍ّالی!
پدر علیل و زمین‌گیر، دخترک اما
پرنده می‌بافد پا به پای بی‌بالی
برای وا شدن بخت دخترانة خود
گره زده است دلش را به ریشة قالی
و گاه می‌اندیشد به آفرینش و جبر
به این‌که خلقت انسان ندارد اشکالی!
به عشق زودرسی که سیاست فقر است
ـ به پوچیِ همة طبل‌های توخالی ـ
به لُ‍کنتی که دارد زبان کودکی‌اش
به «دوستت می‌دانم» به «دوستم دالی»
به زخم کهنه سرما، به سرفه‌های خشک
به لکه‌های خون روی صورت قالی
.
دو روز مانده به آغاز حس آرامش
دو روز مانده از این رنگ‌های جنجالی
دو روز مانده به این بخت بی‌دلیل، اما
کنار گورستان جای زندگی خالی!
شعر از محمد علی پورشیخعلی

ادامه مطلب...
۱۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۰۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
جمعه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۳۱ ق.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
گل های قالی

گل های قالی


نیازى به آمد و شد فصل ها نیست 
تو که باشى 
با گلهاى قالى هم مى شود بهار را جشن گرفت
شعر از کیوان مهرگان

ادامه مطلب...
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۲۸ ق.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
می پُرسمت صوفی من ...

می پُرسمت صوفی من ...


با کال̊ ­باورهایِ تار ، تقدیر می بافی هنوز
در گم­̊ مداری نیلگون ، زنجیر می بافی هنوز
جامِ خمارین می چرا خامت کند صوفیِ من؟
بر بوم̊ ­آبی باژگون ، تصویر می بافی هنوز
مردابِ گنگ بی تپش ، زایاست در تخدیرِ ذهن
ابریشمین̊ ­پنــــدار را ، دلگیر می بافی هنوز
آیینِ دزدی مرزبان... تو با مدارایِ خموش
بر قامتِ اندیشه ات ، تحقیـر می بافی هنوز
شـــــورِ تمنّایت به سر، فرصت ترا آید بِسر
طرحی ز سیمرغِ پران گر دیر می بافی هنوز
در زمزمه فریادِ مسخ ، بس ماورایی اوج محو
نجوایِ رنجی کهنه را ، شبگیر می بافی هنوز
در رخوتِ سرداب گم ، دندانه هایِ خیره دام
قلّابِ انگشت و رَجی شهگیر می بافی هنوز؟
نازکبــــرانه شادخو ، رهپوت آید تا بهــار
بر بیشه نقشِ شرزه ای از شیر می بافی هنوز؟
شعر از سوسن خسروی

ادامه مطلب...
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
جمعه, ۲ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۴۴ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
رنگ عشق

رنگ عشق


کاش قالی بودم بر دار ...
که تو با سر انگشتانت مرا می بافتی ...
آن هنگام تار و پودم ...
رنگ عشق می گرفت ...
شعر از محمد شیرین زاده

ادامه مطلب...
۰۲ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۴۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
پنجشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۴۶ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
نقشه قالی ما خالی بود

نقشه قالی ما خالی بود


نقشه ی قالیِ پیش روی ما خالی بود ...
خالی از نقش گل و طرح یه خشکسالی بود ...
با تقلب، روی دار، نقش یار آویختیم ...
نقشه اش بس سرخ بود ...
رنگ، بس نبود ...
خون خود را ریختیم ...
شعر از علیرضا شهبازی (شهباز) 

ادامه مطلب...
۰۱ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۴۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۲:۰۷ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
زندگی بس سخت است

زندگی بس سخت است


زندگی باغچه ایست
که در آن باید کاشت
هر چه مهر است وصداقت هم نیز 
بی مترصک اما 
قاصدک زندانیست
زندگی باید کرد
زندگی باید ساخت 
چشمهارا شستیم 
جور دیگر دیدن 
در توان ما نیست
زندگی دشوار است
منکه هجرت کردم 
همچو یک 
مرغ مهاجر اما 
آسمان هر جا هست
با همان یک رنگیست
سر بیاور تو زگور
با توام 
ای سهراب
زشکوفایی گلهای اقاقی
کم گو 
گل این قالی ما
هیچ شکوفا هم نیست
گرچه رنگش جاوید
عطر وبویی
ندارد از خود
زندگی بس سخت است
زندگی ابهام است
شعر از بهروز احمدی

ادامه مطلب...
۰۹ دی ۹۴ ، ۱۴:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
جمعه, ۱۵ آبان ۱۳۹۴، ۰۳:۲۳ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
رُستن با ریشه های قالی

رُستن با ریشه های قالی


و با خود گلوله ای نخ بیاور
با هم از این ترنج می گذریم
و داغِ قرمز گل ها
بر دست های ما
به دیدارم بیا
زمستان است
هنگام رُستن با ریشه های قالی
شعر از مهدی مرادی از کتاب شعر رُستن با ریشه‌های قالی

ادامه مطلب...
۱۵ آبان ۹۴ ، ۱۵:۲۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
يكشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۱۷ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
نقش عشق

نقش عشق


پادشاهی در اقلیم رنگ 
بر تخت گشت
گلیمی در آن مُلک 
سردار گشت
همان لحظه فرشی در انظار
بر دار گشت
.
.
.
تا که یادت 
در میان خاطراتم
نقش بست
تارم از پودم گسست
رج به رج 
گم شد نگاهت در نگاهم
شانه ام در هم شکست
نقش تو
در خاطرم گریان شد و
با من گریست
داغ، بر جانم نشست؛
بر سرانگشتان ِ سردم
حلقه ی اشکی چکید
بغض، در آهم شکست
هر گره
نام تو را 
در فرش جانم گسترید
عشق،
بر
دارم نشست.
شعر از لادن آهور (بانو)

ادامه مطلب...
۱۰ آبان ۹۴ ، ۲۱:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی