میرزاCarpet

فرش در آئینه ادبیات

۱۷۴ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

پنجشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۴، ۰۱:۴۴ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
قاف سر در گُم

قاف سر در گُم


مرا با اشک دل می بافت
نگاه دختر معصوم
به تار و پود من می بست
هزاران شانه ی خوش رنگ
به روز و شب گره می زد
دلش را با دلم پیوند
نگاهش کنج ایوان بود
ولی از بخت بعد امروز
زدم فریاد
مرا بیهوده می بافی
نگاهت را بگیر از من
منم آن قاف سر درگُم
که افتاده از آن قالی
به زیر پای این مردم
شعر از سینا صارمی

ادامه مطلب...
۰۷ آبان ۹۴ ، ۱۳:۴۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
چهارشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۰۱ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
در باغ ترنجِ من

در باغ ترنجِ من


چونان 
گره ایی ترکی 
در پایِ تو می پیچم


می خوانم و می بافم
می برم و می تابم


از شوق وصالِ تو 
در باغ ترنجِ من
صد لاله ی عباسی 
می روید و می روید



شعری زیبا از سارا نوری
28/7/94

ادامه مطلب...
۰۶ آبان ۹۴ ، ۱۷:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
يكشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۴۳ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
دل نازک بافنده فرش

دل نازک بافنده فرش


خفته در هر گره اش
نغمه ی روضه ی تنهایی شب
تو چه دانی
چه گذشت 
بر دل نازک بافنده فرش
شعری زیبا از خانم سارا نوری 94/7/25

ادامه مطلب...
۰۳ آبان ۹۴ ، ۲۱:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۲۲ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
دستان سبز بی بی

دستان سبز بی بی


بی بی
فانوس چشم هایش 
هنوز
برای بافتن قالی
سوسو می زند.
او
با انگشتان ترک خورده
نقش قالی را
رنگین می کند.
آه... چه می بینم!
به روی دستان سبزی
با بارشی از
غزل های سبز سرخ
که زخم ها را
در رسیدن از باورم
می شوید.
بی بی
با خدا
خورشید می بافد و
نور می پراکند
تا رنگ رنج و زندگی را
طلایی کند.
آی بی بی !
به نام بلندت
امشب
شعر چشم ها را
با خاطرات در هم شب
پیشکش 
شانه هایت می کنم
و خوب می دانم
تمام تارو پودت 
قا لیست
و دریا د ریا
دلت را می بافی
تا سرخی خیالت
غرق در غزل ها شوند.
آری،
بی بی قالی می بافد
تا سایبانی شود
برای چشم ها
برای اشک ها
برای دریا
برای فردا...


شعر از سید احمد جعفرنژاد

ادامه مطلب...
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۳:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۰۶:۴۱ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
سالی و سالی  |  جای تو خالی

سالی و سالی | جای تو خالی

عاشقونه دلبرانه نشسم
بر سر تََمدار قالی
 زنم نقش گلی بر تار عالی
 بگو دلبر چرا با مو تو قهری
 نمی بینم ترا سالی و سالی

نشسه بر دلم جای تو خالی
 دلم آروم نمی گیرد به فالی
 مو که مشتاق دیدار تو بیدم
 شوِ روزم شده شوق وصالی 
تَمدار قالی = در حال بافتن قالی =دار قالی
شعر از: دشمن زار جمشیدنژاد

ادامه مطلب...
۲۵ مهر ۹۴ ، ۱۸:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
سه شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۱۷ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
قالی مادرم

قالی مادرم

مادرم نخ های قالی را دار می زد ...
دادگاه ها، روشنفکران را ...
از عدالت مادرم گل می روید ...
از عدالت آنها قبر ...  
شعر از نیما توکلی

ادامه مطلب...
۱۴ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
يكشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۱۱ ق.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
گل‌های تشنه

گل‌های تشنه

خانه را بوی نم فرا گرفت 
وقتی که دلت سوخت 
برای تشنگی گل های قالی
شعر از رضا باروزنه

ادامه مطلب...
۱۲ مهر ۹۴ ، ۰۰:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۵۱ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
دخترک غزل باف

دخترک غزل باف

دخترک غزل بافی شده ام 
گره افتاده میان کلاف اشعارم
چگونه باز کنم گره های یادی که مونس تنهایی من است
و چگونه ببافم شعری که خالی از گره های یاد تو باشد
تمام شب رج به رج .......خیال در خیال ترا میبافم
دستان گل و ترنج را به کمک گرفتم
عشق تار میزند... هزاردستان میخواند و من میبافم
ضربه های محکم تارِعشق بر پودِ اندیشه ام
ذره ذره یادت قالی میشود
میزنم شیرازه اش را با درد و همه عشق
با الماس های اشک
و نقشه اش نقشه چشمان تو
فرشی می بافم شاعرانه
دیوارکوب دل.
گره به گره.......خیال در خیال ..........نقش به نقش 
با تارهای ابریشمین و رنگی خیالم، تو را می بافم
سحر نزدیک است منم و غزلی بافته شده
نقشه چشمت افتاده میان اشعارم، با هزاران گره از تارِ عشق بر پود اندیشه ام
عشقت گل داده روی دار دلم
ترا بافته ام ...باور کن!
صبور..ش/94
شعری زیبا ارسالی از خانم نازی صالحی (صبور) | با تشکر ویژه از ایشون

ادامه مطلب...
۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۵۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی
شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۴۷ ب.ظ سیدمحمدمهدی میرزاامینی
رویش

رویش

ابرهای همه عالم اگر ببارند...
گلهای قالی جوانه نخواهند کرد...
اما گوس‍پندان پشم خواهند ریخت با رویش سبزه ها... 
بیش از پیش... 
و گلهای تازه ای بر دار قالی خواهد رویید...
شعر از آرش مسرور

ادامه مطلب...
۲۱ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۴۷ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی

قالی کاشان

میرزاامینی

قالی کاشانم و روی زمین افتاده ام
با گُلی بی رنگ و بی بو همنشین افتاده ام
دل مبند ای دوست بر بالا نشستن ها که من
از فراز دار قالی بر زمین افتاده ام
بود دست دختران در تار و پود زلف من
لیک اکنون پایمال آن واین افتاده ام
ریشه ها دارم ولی چون ریشه ام در خاک نیست
با گُلی از جنس ابریشم قرین افتاده ام
گر به صدرنگی شدم مشهور عیب من مکن
نقشۀ تقدیر این بود و چنین افتاده ام
اهل کاشانم ولی از بخت و اقبال سیاه
دست قالی باف های هند و چین افتاده ام
بس گره در کار من انداخت قالی باف و من
پای بوس خالق نقش آفرین افتاده ام


شعر ارسالی از سید مسعود محمدی | با سپاس فراوان از ایشون :)

ادامه مطلب...
۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۸:۲۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی