میرزاCarpet

فرش در آئینه ادبیات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قالی بخت» ثبت شده است

قالی عمر

قالی عمر را می بافم به سیاه و سپید
گره می زنم یک یک به شادی و نوید
تار و پود را محکم کرده ام به دار امید
قالی ام نقش گل و زندگی دارد به امید
دوغی و لاکی و زرد و سپید دارد
می زنم شیرازه اش را با آلام و درد
گل بهار قالی ام آرام گذشت
قلب قالی باف عمر، در هم شکست
پاکی بر پود و گل قالی بزن
ریشه از جان و دل و جانی بزن
قالی ام با تار و پودش بافته شد
با همه خوب و بدش قالی من افسانه شد


شعر از حمیده ایزد شناس

ادامه مطلب...
۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۰:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی

قالی بخت

اتاقی سرد و بی روح و غریبه
جهانی که پر از رنج و فـریبه

یه دارِ قالی و عشــق تنیدن
بجز رنگ و نخ و رویا ندیدن

واسه رفتن به زیر سرپناهی
بدون داشتن حتی گنــاهی

واسه قالی چه خوابا(خوابها) که ندیدن
واســه با هم شدن پــر می کشیدن

یه خــواب این آرزوهارو پروندش
از این عاشق شدن چیزی نموندش


( این ترانه در مورد دختر قالیبافی سروده شده که برای تموم کردن بافت قالی جهازیه خودش عجله داشته و هنگام اتمام قالی از فرط بی خوابی به چراغ نفتی کنار دستش برخورد می کنه و چون درخواب متوجه نمیشه قالی آتش گرفته میشود....) :: شعر از هانیه سید مردانی

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۵۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سیدمحمدمهدی میرزاامینی